تبليغاتX
آهوي مردم را نمي‌بينم

آهوي مردم را نمي‌بينم

خاله زنک بازی آدمها

این موضوع که تو دقیقا چه حرفی رو برای کی چه موقع از کی به کی برای چی زدی برای من آنقدر بی اهمیته که حتی در شان خودم نمی دونم درباره اش حرف بزنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389ساعت 17:43  توسط فاطیما کریمی  | 

متن کامل گزارش روستاییان گاودانه بدون سانسور!

مسئولان از قطع شدن انگشتان روستاییان گاودانه بی خبرند!

مسئولان استان کهگیلویه و بویر احمد خبر ندارند اهالی روستای گاودانه برای عبور از عرض رودخانه مارون مجبور به استفاده از وسیله ای هستند که تا کنون باعث قطع انگشت بیش از 30 نفر از اهالی روستا شده است، این را خودشان می گویند.

به گزارش خبرنگار مهر، اهالی روستایی به نام گاودانه علیرضا در منطقه ای دورافتاده از استان کهگیلویه و بویراحمد مدتهاست مجبورند برای دسترسی به جاده، روستاها و مناطق دیگر و انجام کارهای روزمره، مانند رفتن به محل تحصیل، کار، خرید و ... از رودخانه عریضی به نام مارون عبور کنند. در این میان تنها راه ارتباطی آنها با دنیای خارج از روستا، وسیله ای به نام گرگر(جره) است.

اما نشستن بر روی این تله کابین دستی و رفتن تا آن طرف رودخانه باعث قطع انگشتان دست روستاییان گاودانه شده است. چون شیب تند رودخانه و دخالت دست در گذر این وسیله به طرف دیگر رودخانه موجب می شود تا انگشتان دست به زیر چرخهای آن گیر کرده و قطع شود. 

 

موضوع ساخت پلی برای اهالی روستا به منظور جلوگیری از ناقص العضو شدن تعداد بیشتری از روستاییان مدتهاست که توسط شورای روستای گاودانه و اهالی آن مطرح است اما تا کنون هیچ نتیجه ای نداشته است. حتی برخی از مسئولان این استان نمی دانند روستایی در محل خدمتشان وجود دارد که اهالی آن مجبورند انگشتان دستشان را برای کرایه گذر از رودخانه عریض مارون به "گرگر" بدهند.

 

مدیر روابط عمومی استانداری کهگیلویه و بویراحمد: استاندار وقت ندارد!

امام خمینی(ره) 18/8/62 " فکر نمی کنم عبادتی بالاتر از خدمت به محرومین وجود داشته باشد."

 

چند سالی است همه راههای ارتباط با مسئولان به روابط عمومی ها ختم می شود. دین پرور، مدیر روابط عمومی استانداری کهگیلویه و بویراحمد در واکنش به خبرنگار مهر که خواستار مصاحبه با قوام نوذری، استاندار کهگیلویه و بویراحمد درباره مشکل اهالی روستای گاودانه علیرضا شد، تنها به این جمله اکتفا کرد که استاندار وقت ندارد پاسخ دهد! و از انجام هر مصاحبه ای با استاندار جلوگیری کرد. پیگیریهای خبرنگار مهر برای مصاحبه با استاندار تا کنون به نتیجه نرسیده است.

 

نماینده مجلس: مسئله را بزرگ کردید!

امام خمینی(ره) 16 /1/61 "مقایسه یک موی شما گود نشینان با آن کاخ نشینان صحیح نیست. این انقلاب مهم اسلامی رهین کوشش‌های این طبقه است. طبقه محروم، طبقه گودنشین، طبقه ای که این نهضت را به ثمر رساند و توقعی هم نداشت. من شما طبقه را، گودنشینان را از آن کاخ نشینان  بالاتر می دانم؛ اگر آن‌ها لایق این باشند که با شما مقایسه بشوند."

 

سید علی محمد بزرگواری که نمایندگی مردم شهرستان کهگیلویه و بهمئی را در مجلس برعهده دارد معتقد است که مسئله را نباید خیلی بزرگ کرد!

او پس از اینکه نشانی روستای گاودانه را در شهرستان کهگیویه از خبرنگار مهر پرسید توضیح داد: بعضی از روستاها در طرف دیگر رودخانه بزرگ مارون قرار گرفته اند و برای رفت و آمدشان به روستاهای دیگر و عبور از رودخانه مشکل دارند. بنابراین باید برای آنها روی رودخانه پل زده شود.

بزرگواری ادامه داد: باید برای مردم روستای گاودانه هم پل آهنی ساخته شود تا بتوان وسایل سبک را از روی آن عبور داد. اما قبل از هر اقدامی باید طرح پل نوشته شود. اداره راه و ترابری شهرستان آن را آماده کند. اداره راه شهرستان طرح مورد نظر را به کمیته برنامه ریزی استان بدهد. کمیته برنامه ربزی آن را تائید کند. بعد آن طرح برای دولت فرستاده شود تا دولت بودجه لازم برای ساخت پل را در اختیار اداره راه استان قرار دهد البته اگر با آن طرح موافقت شود! بنابراین شاید تا زمان ساخت این پل، چند سال زمان طول بکشد.

بزرگواری در واکنش به این موضوع که هر روز ممکن است یک فرد دیگر در روستا از ناحیه دست ناقص العضو  شود، بیان کرد: روستاییان اغراق می کنند. شما هم مسئله را خیلی بزرگ می کنید. همیشه می شود با شنا کردن از رودخانه عبور کرد!

وی گفت: روستاییان می توانند از پلی که برای روستای دیگرساخته شده عبور کنند. ما هم هر قدر که زور داریم می زنیم تا اداره راه کاری برای آنها انجام دهد اما بدانید اگر مردم روستا حواسشان را جمع کنند انگشتشان قطع نمی شود!

گفته های نماینده مردم کهگیلویه و بهمئی درباره چاره اندیشی برای مردم روستای گاودانه و اغراق در بزرگ کردن موضوع در حالی است که زمستان آب رودخانه مارون طغیان می کند و راه دسترسی مردم این روستا با جاده قطع می شود. حتی سالهای گذشته آب رودخانه به حدی زیاد می شد که امکان سوار شدن روی گرگر هم وجود نداشت.

همچنین تا قبل از نصب گرگر، روستاییان گاودانه کیسه های شن را به شکم می بستند و شناکنان از رودخانه عبور می کردند. همین کار باعث شده بود تا افراد زیادی در رودخانه غرق و ناپدید شوند.

پل دیگری که روی رودخانه قرار دارد برای مردم روستای کلات ساخته شده است. اهالی روستای گاودانه باید برای استفاده از این پل یک ساعت و نیم تا روستای کلات پیاده روی کرد.   

 

هدایت خواه: پیگیری می کنم!

ستار هدایت خواه، نماینده مردم شهرستان بویراحمد و دنا در مجلس هم تا به حال نام روستای گاودانه را نشنیده بود و به خبرنگار مهر گفت: یادم هست وقتی نوجوان بودم  گرگر یا جره در روستای ما هم وجود داشت. اما اهالی روستا به آن تل فریک می گفتند. این تله کابین دستی را اداره برق و آب خوزستان روی رودخانه زده بود تا عمق آب را اندازه بگیرد. بعد ها مردم از آن برای عبور و مرور استفاده می کردند.

وی ادامه می داد: موضوع را از اداره راه استان پیگیری می کنم.

پیگیری های هدایتخواه تا زمان انتشار خبر به رغم تماسهای مکرر خبرنگار مهر با وی هنوز نتیجه ای نداشته است. 

مسئولیت نقص عضو شدن روستاییان با خودشان است!

نصرت الله انصاری، فرماندار کهگیلویه و بویراحمد هم مثل بقیه مسئولان استان قول پیگیری داد. او تقصیر نقص عضو شدن افراد را به گردن روستاییان انداخت و با بیان اینکه به اهالی روستا توصیه شده از گرگر استفاده نکنند اظهار کرد: مسئولیت هر کسی که از این مسیر عبور کند با خودش است.

 

 رئیس بیمارستان امام خمینی (ره): قول پیگیری می دهم!

موسوی رئیس بیمارستان امام خمینی (ره) دهدشت است که روستاییان گاودانه مجروحان را برای مداوا به این بیمارستان می آورند. او هم اطلاعی از قلع و قمع شدن انگشتان مردم روستای گاودانه که در نزدیکی دهدشت زندگی می کنند ندارد. موسوی اطلاعات لازم را از خبرنگار مهر گرفت و قول پیگیری داد.

رئیس شبکه بهداشت استان کهگیلویه و بویر احمد نیز با اعلام بی اطلاعی از وضعیت جسمی و مشکلات روستاییان گاودانه به خبرنگار مهر گفت: اگر مسئله مهمی باشد می گویم که بررسی کنند.

تقوی با بیان اینکه باورم نمی شود هنوز روستاییانی مجبورند از گرگر استفاده کنند، ادامه داد: می دانم غیر از مسئولیتی که دارم باید با دیدن این اتفاقات مراتب را گزارش کنم تا کاری برای روستاییان گاودانه انجام شود اما مطمئن باشید بررسی می شود!

 

 ارتوپد بیمارسنان امام خمینی(ره): قطع انگشتان دست روستاییان را تایید می کنم

علیرضا خلف، دکتر ارتوپد بیمارستان امام خمینی (ره) است که تا به حال تعداد زیادی از آسیب دیدگان روستای گاودانه را معالجه کرده است. او قطع انگشتان دست روستاییان به وسیله گرگر را تایید کرد و گفت: مردم این روستا مجبورند سیم گرگر را به سمت چرخها هدایت کنند تا به آن سوی رودخانه بروند. اما ناگهان انگشت زیر چرخ گیر می کند. این باعث می شود انگشت آنها قطع و یا زخمی شود.

وی با بیان اینکه زخمی شدن انگشت روستاییان یعنی قطع نیمی از یک بند انگشت آنها توضیح داد: انگشت دست اگر با وسیله تیزی بریده شود، قابل ترمیم است اما اگر له شود باید آن را قطع کرد اما معمولا گرگر انگشتان دست را له می کند.

خلف تاکید کرد: برخی از روستاییان دیگر در استان کهگیلویه و بویراحمد که تنها راه ارتباطی آنها با روستاهای اطراف رودخانه یا یک جاده است، در زمستانها دچار مشکل می شوند. آنها برای مدت زیادی در روستایشان زندانی می شوند. بنابراین اگر بیماری در روستا احتیاج مبرم به پزشک داشته باشد یا باید صبر کند زمستان تمام شود یا بمیرد!

خلف با بیان اینکه روستاییان این استان آسیبهای جدی تری می بینند اما کسی توجهی به آنها ندارد اظهار کرد: این کمترین مشکل مردم در کهگیلویه و بویراحمد است.

وی مثال زد: پزشکان محلی و نابلد دست یا پای شکسته مردم روستا را آنقدر محکم می بندند که سیاه می شود و بیمارستانها هم مجبورند آن را قطع کنند. چون توان مالی روستاییان اجازه پرداخت ویزیت دکترهای متخصص استانی را به آنها نمی دهد. بنابراین ناچارند به پزشک روستایشان اعتماد کنند. دلیل دیگر این است که پزشکان محلی قدرت تشخیص و تخصص کافی را برای معالجه روستاییان ندارند.

 

 رئیس اداره راه و ترابری استان: نمی دانم پل کی ساخته می شود

امام خمینی(ره)19/11/60 " این پایین شهری ها و این پابرهنه ها به اصطلاح شما، اینها ولی نعمتهای ما هستند. ما اگر تا آخر عمرمان به اینها خدمت کنیم، نمی توانیم از عهده خدمت شان برآییم. خداوند به ما توفیق بدهد که خدمتگذاری برای اینها باشیم و به این نعمت موفق بشویم."

 

محمدحسین نصیری راد رئیس اداره راه و ترابری شهرستان کهگیلویه از وعده های این اداره مبنی بر پیگیری ساخت پل سخن گفت و بیان کرد: پیمانکار ساخت این پل در مناقصه برنده شده و در حال انعقاد قرارداد و برآورد کردن هزینه برای ساخت پلی به طول صد متر روی رودخانه مارون هستیم.

نصیری راد در بخش دیگری از صحبتهایش به تصویب 60 میلیون تومان هزینه ساخت پل روی رودخانه مارون اشاره کرد  و ادامه داد: در کمیته نهایی استان ده میلیون تومان به هزینه 50 میلیونی ساخت پل اضافه شد تا امسال بتوانیم یک پل آهنی بسازیم.

رئیس اداره راه و ترابری شهرستان کهگیلویه نمی دانست که چقدر زمان لازم است تا این پل ساخته شود و یا اصلا ضمانتی هست که وعده اداره راه و ترابری تحقق یابد یا خیر!

وی قول داد که همین هفته کارگران را در حال ساختن پل برای روستای گاودانه خواهیم دید.

 

بنا به درخواست مدیرکل اداره راه و ترابری شهرستان کهگیلویه زمان انتشار مصاحبه وی متوقف ماند تا خبر احداث پل روی رودخانه مارون منتشر شود اما بعد از گذشت سه ماه از وعده وی، تا کنون هیچ اقدامی از سوی این اداره برای ساخت پل آهنی مورد استفاده اهالی روستای گاودانه علیرضا انجام نشده است.

در این مدت سه روستایی دیگر به تعداد افرادی که با گرگر از رودخانه عبور کرده بودند اضافه شد. چون قطع انگشتان روستاییان اتفاقی است که در مسیر رفت و آمد از محل زندگی به محل کار و مدرسه رخ می دهد و هر لحظه دامن یکی دیگر از آنها را می گیرد.

   

به جز اهالی روستای گاودانه مردم روستاهای دره نی و چم رود هم که در نزدیکی رودخانه مارون و روستای گاودانه قرار دارند از گرگر استفاده می کنند کسی آمار دقیقی از تعداد آسیب دیدگان ندارد چون بسیاری از آنها حتی در ملا عام حاضر نمی شوند.

اسامی برخی از روستاییان گاودانه که گرگر انگشتانشان را قطع یا زخمی کرده است:

سعیده عنایتی جو- دو انگشت زخمی، شکرعلی عنایتی جو- یک بند انگشت قطع-43 ساله، عطب الله د‍‍‍‍‍ژم- یک بند انگشت-52 ساله، ولی الله دژم- سه بند از سه انگشت قطع-21 ساله، گلزاده دژم یک بند انگشت قطع، محبوبه دژم- دو انگشت زخمی- 12 ساله، حسین رمرو - دو انگشت زخمی، خدیجه دلشاد - دو انگشت زخمی، فضیل دلشاد - دو انگشت زخمی، اکبر خوشه بردار -دو بند از یک انگشت قطع، اشرف عمرانی فر- دو انگشت زخمی و یک بند انگشت قطع، پروانه تواره- یک بند انگشت قطع، سحر تواره- دو انگشت زخمی، قدرت الله تواره - دو انگشت زخمی- 42 ساله، علی یار کشاورز - دو انگشت زخمی، رحمان پژده - دو  بند انگشت قطع، مریم پشتوان - دو بند انگشت قطع - 13 ساله،  بهروز پشتوان- یک بند انگشت قطع و دو بند انگشت زخمی، زاده پشتوان- دو انگشت زخمی و یک بند انگشت قطع - 51 ساله، عباس پشتوان- سه انگشت زخمی، شهرام پشتوان- یک بند انگشت قطع - 11 ساله، عزیز کوثری -  یک بند انگشت قطع و یک انگشت زخمی - 51 ساله، فرزاد شاکری - 2 انگشت زخمی- 14 ساله، ایرج زمان- دو بند از یک انگشت قطع- 48 ساله، بهجت زمان- دو انگشت زخمی، سالار کهزادی- یک بند از هر 4 انگشت قطع، محمد محمدی- یک بند انگشت قطع، کهزاد قلندری- دو انگشت زخمی، رسول طاهری - یک بند انگشت قطع و دو انگشت زخمی و بی حس، سعدی نریمانی راد - دو بند انگشت زخمی، فوت سید علی نظر- 52 ساله، قطع نخاع شدن برادر سید علی نظر به دلیل سقوط از گرگر، آسیه تاش- یک بند انگشت قطع - 20 ساله که از روستا مهاجرت کرده است و ... .

در زمان انتشار این گزارش سه روستایی دیگر به این جمع اضافه شده است. یکی از آنها به نام مهدیه پشتوان پنج ساله است که هفته پیش دو انگشت به علاوه یک بند از یک انگشتش قطع شد.

..................................................

گزارش از  فاطیما کریمی

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 14:28  توسط فاطیما کریمی  | 

مسئولان استان کهگیلویه نمی دانند قطع انگشت با گرگر درد دارد

 

اظهار نظر جالب مسئولان استان کهگیلویه درباره قطع انگشت دست اهالی روستای گاودانه به وسیله گرگر

بخش دوم

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1144506

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 12:58  توسط فاطیما کریمی  | 

روستایی با دستان بریده؛ روستاییانی که مسئولان استان کهگیلویه و بویراحمد چشم دیدن سلامتشان را ندارند

 

روستانشیانی محروم در استان کهگیلویه و بویراحمد برای خروج از روستا مجبورند از رودخانه ای که بین جاده و محل زندگیشان واقع شده با "گرگر" عبور کنند. گرگر تا به حال انگشت دست اعضای چندین خانواده روستایی را قطع کرده است.

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1144503

و

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1188326

گزارش دوم در راه انتشار است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 16:1  توسط فاطیما کریمی  | 

زنی را می‌شناسم من

زنی را می‌شناسم من
که می‏میرد ز یک تحقیر
ولی آواز می‏خواند
که این است بازی تقدیر
زنی با فقر می‏سازد
زنی با اشک می‏خوابد
زنی با حسرت و حیرت
گناهش را نمی‏داند
زنی واریس پایش را
زنی درد نهانش را
ز مردم می‏کند مخفی
که یک‏باره نگویندش
چه بدبختی، چه بدبختی!
زنی را می‏شناسم من
که شعرش بوی غم دارد
ولی می‏خندد و گوید
که دنیا پیچ و خم دارد
زنی را می‏شناسم من
که هرشب کودکانش را
به شعر و قصه می‏خواند
اگرچه درد جانکاهی
درون سینه‏اش دارد
زنی می‏ترسد از رفتن
که او شمعی است در خانه
اگر بیرون رود از در
چه تاریک است این خانه
زنی شرمنده از کودک
کنار سفره‏ی خالی
که ای طفلم بخواب امشب
بخواب آری
و من تکرار خواهم کرد
سرود لای لالایی
زنی را می‏شناسم من
که رنگ دامنش زرد است
شب و روزش شده گریه
که او نازای پردرد است
زنی را می‏شناسم من
که نای رفتنش رفته
قدم‏هایش همه خسته
دلش در زیر پاهایش
زند فریاد که بسه
زنی را می‏شناسم من
که با شیطان نفس خود
هزاران بار جنگیده
و چون فاتح شده آخر
به بدنامی بدکاران
تمسخروار خندیده
زنی آواز می‏خواند
زنی خاموش می‏ماند
زنی حتی شبانگاهان
میان کوچه می‏ماند
زنی در کار چون مرد است
به دستش تاول درد است
ز بس که رنج و غم دارد
فراموشش شده دیگر
جنینی در شکم دارد
زنی در بستر مرگ است
زنی نزدیکی مرگ است
سراغش را که می‏گیرد
نمی‏دانم؟
شبی در بستری کوچک
زنی آهسته می‏میرد
زنی هم انتقامش را
ز مردی هرزه می‏گیرد
زنی را می‏شناسم من
زنی را می‏شناسم ...
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مرداد 1389ساعت 18:3  توسط فاطیما کریمی  |